ببینید عاشقان امشب که جانان مال من گشته است
جمال عشق بعدی چند به فکر و حال من گشته است
طنین بلبل شبتاب توفان کرده است امشب
غزال مست بازی گوش در چنگال من گشته است
دل گم گشته ای خود را که میپالیدمش هردم
خداحافظ غم دنیا که دل در جال من گشته است
دگر دنیای تار عشق دستم را نخواهد بست
دگر پرپر نخواهم زد دو دستم بال من گشته است
نمیدانید چسان مدیون رویا گشته ام امشب
که جویای منی بیچاره و احوال من گشته است
دگر کافيست ای ساقی مریزان باده در ساغر
که برمستی چه کارم باد که او اقبال من گشته است
تو کَی دقیق شدی احسان که مستی را رها کردی
همین امشب خودم دیدم که او اکمال من گشته است
برچسب:
نویسنده: طاها مهدوی