پی سیمرغ
-
تاریخ: 1405/6/9 ساعت: 15:35
پی سیمرغ کجا گردی پی باد و هوا گردی بیابی خویش را آنگه که خودبین و صفا گردی بیرون شو از خودت گاهی که اندک آشنا گردی تواضع کن ریاضت کش که در راه خدا گردی به نیکی یاد کن از خلق که در راه وفا گردی رهی صحرا بزن چون قیس که با درد آشنا گردی صفا کن جسم و روح و دل پُر از نور خدا گردی نِشین در حلقه ای رندان ...
باد صبا
-
تاریخ: 1405/6/9 ساعت: 15:35
گویند که نوازش کنی گر باد صبا را یابی قدرت و عشق و هم رمز حیا را با بلبل خوش خوان اگر شب گذرانی آن مرغ سحر گویدت اسرار خدا را راه ادب و منزلت صدق چو کردی از کارگه عشق بیاموزی وفا را صیقل زدن دیده و اندیشه به نادار هم ذکر خدا کرده ای هم سفره گدا را گر عزم نمایی به هنر در رهی ایثار تسخیر کنی قلب بشر ،...
جمال عشق
-
تاریخ: 1405/6/9 ساعت: 15:35
ببینید عاشقان امشب که جانان مال من گشته است جمال عشق بعدی چند به فکر و حال من گشته است طنین بلبل شبتاب توفان کرده است امشب غزال مست بازی گوش در چنگال من گشته است دل گم گشته ای خود را که میپالیدمش هردمخداحافظ غم دنیا که دل در جال من گشته است دگر دنیای تار عشق دستم را نخواهد بستدگر پرپر نخواهم زد دو د...
نهان
-
تاریخ: 1405/6/9 ساعت: 15:35
بازیچه ای دست عاشقان خواهم شد چون یوسف گم گشته نهان خواهم شد نادیده جهانِ دَور و پیش خود را بر تیری رها کرده، کمان خواهم شد از ترس فلک روم به ویرانه ای دل در کُنج خرابه اش نهان خواهم شد در خویشتنم چو عنکبوتِ آزاد در فکر غذا و آب و نان خواهم شد دنیایی عجیبی را تماشا دارم عیب است مرا که این چنان خواهم...
تماشا
-
تاریخ: 1405/6/9 ساعت: 15:35
همه عالم تماشا میتوان کرد درون خویش پیدا میتوان کرد اگر نوشی از آن پیمانه ای عشق دو چشم خویش بینا میتوان کرد بجای خود نشسته صبح تا شام همه عالم تماشا میتوان کرد همه کج رفته های آدمی را تو درمان و مداوا میتوان کرد بیرون هر گوهر نایاب ای رند ز عمق و قعر دریا میتوان کرد گشا دگر سر خم را به معنی ت...
دبیرستان عشق
-
تاریخ: 1405/6/9 ساعت: 15:35
در دبیرستان عشقم از کسی پنهان نیم در میان آب و آتش جلوه ای شیطان نیم گر تواضع میکنم بر من مینداز سنگ و چوبگر طبع دیوانه دارم لایق عصیان نیماز زبان و از دل من یک صدا آید بیرون من عجب گویم و لیکن لایق زندان نیمدر دل ما در درون آب زمزم زیستم چشم تر دارم کنون گر تا ابد گریان نیمهرکه را اندازه ای عقل است...
ساده پرستی
-
تاریخ: 1405/6/9 ساعت: 15:35
از در مستی گذر ساده پرستی نگرجنبش مستان مبین باده پرستی نگر سلسله ای عشق را راه زن و پای کوبوعده ای رندان ببین وعده پرستی نگرراست رو و شاد زی از همه آزاد زیدور شو از خویش تن, لذت هستی نگرنی منم و نی تو باش راستی بگو و نفاش در حرم خویش رو آنچه که هستی نگریک سره آدم شوی عاشق عالم شویسر به سریا بزن کره...
نگاه کرم
-
تاریخ: 1405/6/9 ساعت: 15:35
تو بیا و باده سر کن گلم عذاب جمع کنتو بریز تا توانی گپ و قصه را تو کم کن بشکن سر سبو را سر راه پاک بازانبه حضور حضرت عشق سر کوزه را تو خم کنبه حضور شاه عادل همه مست و زار و باطل به بزرگواری خود تو نگاهی از کرم کننه ز شام و نی فلسطین نه حبش نه کافر دینز جنوب آسیاییم تو نگاهی بر عجم کنبه حضور راستانیم...
دنیای رنگ
-
تاریخ: 1405/6/9 ساعت: 15:35
به فرهنگ جهان امروز هزاران رنگ می بینمبه حد آخرش می بینم و نیرنگ میبینم چه شد دلهای پاک و خوب کجاست لبخند در محبوبدرین خلوت سرای عشق همه دلتنگ میبینم ز صلح و آشتی و عشق به گوش ما همه خواندند چه شد مارا خدای من همه در جنگ میبینم شرارت میزند آتش به هر کنج جهان در زمان حاضر ندیدم دل درین عالم به وا...
پیمانهء سکوت
-
تاریخ: 1405/6/9 ساعت: 15:35
نیست جز خاموش بودن هیچ سوالی را جوابتا شکستی آن سکوت شیطان به جولان می شود گوشه ای بنشین و استغفار کن در خویش شوبعد از آن پیمانه و ساقی نمایان می شوداین همه در توست نی در حیله و رمل و فلانبعد از آن ،آن رمز پنهانت نمایان میشوداین غم دنیا ترا هی میکشاند سوی خوداین همه درد و غمت یکباره درمان میشودرو...
سودای روزگار
-
تاریخ: 1402/6/25 ساعت: 15:51
سودای روزگار تمنا زما گرفتآن کرسی و صدارت عظما زما گرفتمیخانه را ببست آن کوزه را شکستآن خم و جام و باده و مینا زما گرفتخوش میگذشت صحبت جانان و اهل دلآن چشم باز و دیدهء بینا زما گرفتخاموش کرد شمع فروزان و لحظه هایکدم خمار و مزهء دنیا زما گرفتآن کوزه گر بساخت کلالی به نام عشقآن هم شکست و مزهء سحبا زما...
مجلس رندان
-
تاریخ: 1402/6/25 ساعت: 15:51
چیست که این زمزمه در مجلس رندان پیچید از در میکده تا دشت و بیابان پیچیددرک اسرار حقیقت چه تسلسل کرد و رفتکه ز سر تیر شد و در دل و در جان پیچید نعره ای عشق به آواز رسای بلبلهمه را مست نمود تا به نیستان پیچید محو کرد عاشق بیچاره به سحرای جنونبِنِگر در تن مِسکن که چه آسان پیچید آنکه خود دید در آیینه ای...
در رثای باختری
-
تاریخ: 1402/6/25 ساعت: 15:51
دیوار تمنای وطن نم زد و افتاد خاور به فنا خورد کمی کمتر زد و افتاد آن شمع فروزان دُر دری دگر نیستپروانهء آفاق چه پرپر زد و افتاد از نوک قلم ،فلسفه از شرق برآورد صد رنگ به آیینهء خاور زد و افتاد از بلخ و بخارا و خجند تابه دوشنبه آوازهء علمش همه جا پر زد و افتاد میخانه دگر ساقی خود را به خدا دادآن جام...