خرید بک لینک

به فرهنگ جهان امروز هزاران رنگ می بینم

به حد آخرش می بینم و نیرنگ می‌بینم

دنیای رنگ

چه شد دلهای پاک و خوب کجاست لبخند در محبوب

درین خلوت سرای عشق همه دلتنگ می‌بینم

ز صلح و آشتی و عشق به گوش ما همه خواندند

چه شد مارا خدای من همه در جنگ می‌بینم

شرارت می‌زند آتش به هر کنج جهان در زمان حاضر

ندیدم دل درین عالم به والله سنگ می‌بینم

ببین فقر و گدایان را ببین اولاد انسان را

فقط آن ظلم و شیطانی به شور و شنگ می‌بینم

به اشک چشم طفلان بین به قلب پاک و حیران بین

گلویم بغض می‌گیرد نفس را تنگ می‌بینم

همه اطفال طفل توست و آن مادر ممی توست

کجا شد غیرت و مردی همه بی ننگ می‌بینم

خیابان پر ز طفلان است که دست مزد طلب دارند

چو مادر غرق در تریاک پدر در بنگ می‌بینم

برو احسان درد تو ندارد هیچ درمانی

که تاج و تیغ شاهان را همه در زنگ میزنم

برچسب: نویسنده: طاها مهدوی تاريخ: دوشنبه 9 شهريور 1405 ساعت: 15:35

صفحه بندی