1 1 تمنا زما گرفت
آن کرسی و صدارت عظما زما گرفت
میخانه را ببست آن کوزه را شکست
آن خم و جام و باده و مینا زما گرفت
خوش میگذشت صحبت جانان و اهل دل
آن چشم باز و دیدهء بینا زما گرفت
خاموش کرد شمع فروزان و لحظه ها
یکدم خمار و مزهء دنیا زما گرفت
آن کوزه گر بساخت کلالی به نام عشق
آن هم شکست و مزهء سحبا زما گرفت
مرغ سحر نماند به گلزار باغ دل
باد صبا و ناله ای شیدا زما گرفت
احسان غربت از توچسان بُرد روزگار
امروز بر بهانهء فردا زما گرفت
برچسب:
نویسنده: طاها مهدوی